
هوش فرهنگی، توانایی تشخیص و سازگاری با تفاوتهای فرهنگی است. افراد با هوش فرهنگی بالا، در محیطهای متنوع با اعتمادبهنفس، همکاری مؤثر و موفقیت آمیز عمل میکنند.
با نظریه بوزان "ذهنیت ثابت" شناخته میشود. او معتقد است که موفقیت نه تنها از استعداد ذاتی نیز از تعهد، اراده، و تمرین پیش میآید. ایدهآلها را به اهداف تحولی تبدیل کرده و با استفاده از راهبردهای هوش هیجانی، مهارتهای اجتماعی، و ارتقاء عملکرد، به افراد کمک میکند تا ذهن خود را مدیریت کنند و به بهترین نسخه خود تبدیل شوند.
متون علم مدیریت بر این باورند که رهبران و مدیران، با هوشهای هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترلشان دارند. یافتههای جدید نشان میدهد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند، اما فاقد هوش هیجانی و اجتماعی هستند، در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد ضعیفتری دارند.